خانه ختائی ها | خانه هنرمندان

تبریز - خیابان ارتش جنوبی - کوچه‌ی صدر - بن بست ختایی ها - جنب خانه علي مسيو - خانه ختائی ها خانه هنرمندان
ثبت امتیاز
نوشتن نظر
افزودن عکس

گالری تصاویر


خانه ختائی ها خانه هنرمندان تبریز : «ختايي‌» خانه‌اي به قدمت آزاديخواهي مردم آذربایجان صداي پاي اسبان، بوي باروت، فرياد مبارزه و آزاديخواهي فضاي این خانه را پر كرده‌است. خشت خشت ديوارها، نقش و نگار درها و پنجره‌هايش، همه بوي مبارزه مي‌دهد. اين‌جا محله‌ي مشروطه‌خواهان است. محله‌اي كه از «صدر» تا ذيل آن، عَلَم رشادت برافراشت و در برابر «ارتش» ظلم و جور و بيداد سلطنت‌طلبان و بيگانگان استوار ايستاد. اين‌جا خانه‌ي استقامت و ايستادگي يكي از اهالي معتمد آذربايجان در برابر زورگويي است. كانون هدايت و مديريت مبارزه، خانه‌ي رشادت، خانه‌اي در يكي از محلات تاريخي و مشهور تبريز. خيابان ارتش‌جنوبي، كوچه صدر، جنب خانه علي مسيو خانه ختايي‌ها !! در منطقه باغشمال تبريز پس از عبور از كوچه اي نسبتاً تنگ و باريك در خيابان ارتش‌جنوبي، آن‌جا كه به نام «كوچه صدر» معروف است، به بن‌بست پر پيچ و خمي مي رسيد كه در و ديوارش، گنجينه‌اي از حكايت‌ها و روايت‌هاي مبارزه مردم آذربايجان است. يك لحظه خود را در دالان تاريخ مي‌يابي. خود را هم پاي مبارزان و مشروطه‌خواهان مي‌بيني و با روح متعالي آنان، صف به صف و سنگر به سنگر، تاريخ و رويدادهاي آن را به نظاره مي‌نشيني. پس از عبور از خانه‌ي قديمي علي مسيو (از مبارزان شهيد دوران مشروطه و رئيس انجمن غيبي تبريز) و دو خانه آن‌طرف‌تر، به خانه‌ي معروف خانواده «ختايي‌» مي‌رسي. از دركوچك چوبي كه مي‌گذري وارد حياط بيروني مي‌شوي. آن‌چه در نگاه اول تو را حيرت‌زده مي‌كند، ستون‌هاي بلند اين بناست. حوض آبی بزرگ در وسط حياط، به چشم مي‌خورد. انعكاس تصوير ستون‌هاي بلند ايوان خانه در داخل آب، بر جذابيت اين خانه مي‌افزايد. خانه ختايي‌ها، حدود 700 مترمربع مساحت و800 متر مربع زير بنا دارد. اسناد تاريخي و آثار قديمي برجاي مانده در آن، قدمت خانه را به حدود150 سال قبل و دوران قاجار مربوط مي‌سازد. اين خانه، روزگاري به حال خود رها شده و در معرض ويراني بود. اما يكي از شهروندان علاقه‌مند به آثار تاريخي تبريز (آقای تشکری)، اين خانه را شناسايي و آنرا خريداري نمود. به همت ميراث فرهنگي و با حمايت و هدايت اين سازمان، خانه ختايي‌ها، در مدت سه سال دوباره مرمت و بازسازي گرديد. در بازسازي اين بنا اصل بر رعايت معماري اولیه و ظاهر واقعي گذاشته شده و با استفاده از آجرهاي چهارگوش و شتري، نماي خانه، به شكل اوليه آن بازسازي شده است. در صحن بيروني كه بسيار دل‌باز و دل‌انگيز است، پنج ستون استوار و محکم، هر يك به ارتفاع 70/8 متر، قوام بنا را تضمين كرده‌اند.سرستون‌ها، پنجره‌ها، هشتي‌ها و ايوان‌های اين بنا، به ‌سبک معماري دوران قاجار ساخته شده است. اتاق‌هاي نشيمن و نيز تالار نسبتاً بزرگي كه محل اسكان و ضيافت مهمانان و برگزاري جلسات بود، در ارتفاعي حدود10 متر بالاتر از كف حياط ساخته‌ شده است. «اتاق مهمان» يا تالارخانه، طاقچه هايي دارد که در هنگام بازسازي بنا، از زير خروارها خاك و گچ‌كاري‌هاي ناشیانه و ثانويه بيرون آورده شده‌است. اصل «قرينه» همانند ساير معماري‌هاي دوره قاجار در اين خانه رعايت شده‌است. و به استناد اين اصل بود كه بعد از كشف طاقچه و طرح و نقشی بر روي ديوار، براي يافتن قرينه‌ي آن اثر در ضلع مقابل يا ديوار مجاور، تلاش شده و اثری که پشت سفیدکاری های ناشیانه و بی سلیقه پنهان شده بود رونمایی می شود. اتاق نشيمن خانه، كمي كوچكتر است و در بازسازي و مرمت خانه نيز سعي شده، تا امكانات و وسايل به كار رفته در آن، رنگ واثري از قدمت و تاريخ داشته‌باشد.راه پله‌اي كوچك، اين اتاق را به طبقه دوم متصل مي‌كند. در طبقه دوم كه بيشتر به نيم طبقه شبيه است، دو و يا حداكثر سه اتاق كوچك وجود دارد. در اين اتاق‌ها نيز، طاقچه‌ و اجاق براي روشن‌كردن هيزم، به همان سبك و سياق دوره‌ي قاجار، به چشم مي‌خورد. بعد از عبور از صحن بيروني و اتاق‌هاي اين قسمت، به حياط اندروني راه مي‌يابيم. حياطي تقريباً كوچك و به مساحت 50 متر مربع. با باغچه ای كوچك در وسط حياط که زير سايه ديوارهاي بلند اطراف خانه محصور شده است. در قسمت شرقی حیاط، در کوچکی وجود دارد که ما را به زیرزمین رهنمون می شود. زیرزمینی بسیار خنک که بوی کهنگی و قدمت، مشام را نوازش می دهد. اینجا است که خود را در دل تاریخ و گذشته می یابی. این زیرزمین که سقف آن به شکل طاقی است اندرونی را به بیرونی وصل می کند اما در این فاصله کوتاه، اتاق های انباری، آب انبار، تنورخانه، و دهلیزی دلباز وجود دارد در این دهلیز، حوض کوچکی پر از آب وجود داشت و در گوشه ی آن دو عدد پشتی و چند طاقچه و رف که صاحب خانه به هنگام خستگی بعد از خواب نیمروزی و یا در شب های گرم تابستان در اینجا به استراحت می پرداخت. درگذر از این محوطه زیبا، به «مطبخ خانه» می رسیم. محلی که در آن تنوری وجود دارد برای پختن نان و حکایت این تنور و نقشی که در دوران مشروطیت داشته بسیار شنیدنی است. گویا یکی از فرزندان خردسال خانواده «ختائی ها» با مشاهده تهاجم وحشیانه مهاجمان روس، در داخل این تنور مخفی می شود. مهاجمان نمی توانند او را پیدا کنند اما این کودک مظلومانه از دریچه ی واقع در روی تنور، شاهد خونریزی و قتل عام خانواده اش بوده اما از ترس دم برنیاورده است. یکی دو روز بعد، همسایه ها و سایر مجاهدان مشروطیه، بعد از آمدن به این خانه، کودک را از داخل تنور پیدا می کنند. مؤلف کتاب «تاریخ هیجده ساله آذربایجان» که خود در آن زمان شاهد قتل عام و جنایات روسها در تبریز بود می نویسد: «وقتی ماجرای خانه (ختائیان) پیش آمد دیگر طاقت از دست ثقه الاسلام هم به در شد او که تا آن روز خونسردی خود را حفظ کرده بود عمامه به زمین کوفت این روز، روز سوم ماه محرم بود که در زندگی و جنایات روسها از سه ساعت به غروب آغاز شد و در همان هنگام قزاق و سالدات در محله ارمنستان اگر شخصی و هر که را می دیدند از دور با تیر تفنگ می کشتند.» ماجرای خونبار و اسفناک خانواده ختائیان تبریز (خاندان ختائیان) «بهروز خاماچی» در کتاب «محلات تاریخی و قدیمی تبریز» در مورد ماجرای خونبار ختایی ها چنین می نویسد: «با آمدن و هجوم خونخواران روس، تبریز امنیت نسبی خود را از دست داده نه خارجیان نه مردم غیرنظامی و بی طرف در جدال بین استبداد و مشروطه خواهان در امان نبودند. آنچه بر سر خانواده ختائیان آمد یک نمونه بود. نمونه ایی که با همه اصرار انگلیسیها بر پرده پوشی بر رفتار روسها و با همه کوشش دولت مرکزی که سن پطرزبورغ را خشمگین نکند خبر آن به سراسر جهان مخابره شد. ختائیان خانواده بازرگان و ثروتمندی بودند که در نزدیکی باغشمال در خانه ها و باغهای بزرگ تودرتو در کوچه صدر منزل داشتند آنها با محافظه کاری و درایت توانستند در تمام سالهای جنگ و انقلاب آذربایجان، خود را در امان نگه دارند. حتی وقتی لشکر تزار روس در باغشمال جای گرفت به دستور حاج علی آقا (بزرگ خاندان)، 200 نفر از افراد خانواده و کارکنانش از رفت و آمد منع شده و در زیرزمینها جا گرفتند. هرسال در دهه نخست ماه محرم، باغ و خانه آنها مرکز عزاداری بزرگی بود دسته های سینه زنی از اطراف به آنجا می آمدند. دیگهای بزرگ غذا بار گذاشته می شد و عزاداران در سفره گسترده ختاییها شام و غذا صرف می کردند و تا صبح به مظلومیت سیدالشهداء (ع) به عزاداری مشغول می شدند در خانه منبری بود از چوب سیاه رنگی که عمر آن به صدها سال می رسید و بیشتر وعاظ معروف تبریز در عزاداری خانه ختائیها شرکت می کردند. در این ایام از آمد ورفت دسته های سینه زنی خبری نبود چون روسها در باغشمال بودند. روز اول محرم 1330 با توافق ثقه الاسلام و امان اله میرزا با ژنرال کنسول تزار در تبریز که امیرحشمت هم با اکراه به آن تن داد آتش بس اعلام شد. اما روسها ابتدا در محله ارمنستان و بعد از آن در مارالان و سپس در اطراف باغشمال، غارت و کشتاری آغاز کردند که توصیف آن ممکن نیست. دسته ای از آنها ناگهان از باغشمال به خانه ی ختائی ها ریختند فاجعه ای شکل گرفت، اعضای خانواده از اطراف به خانه های حاج علی، بزرگ خاندان ختائی پناه برده و در زیرزمینهای آنها قرآن به سرگرفته بودند که ناگهان سالداتها به تیراندازی پرداختند و گلوله های آتشین دیوارها را می کوبید و درها را می شکست تا چندتائی از آنها وارد زیرزمین شدند و رگبار تیرها را به سوی کسانی گشودند که قرآن به سرگرفته بودند. حاج علی ختائی آمد تا توضیحی بخواهد که گلوله ای مغز و جمجمه او را پریشان کرد، زن باردارش دوید او نیز از گلوله بی نصیب نماند و در لحظه ای هفت تن بی جان شدند. تا وقتی که شب بر تبریز و باغشمال نشست این گروه در باغ ختائیان می تاختند، می سوزاندند، می شکستند، جدا می کردند و می بردند هر آنچه در این 20 خانه بود بردند، نقدینه و جواهر و فرش و اثاث خانه، سپس هرکه را مانده بود از زن و مرد و کودک زخمی و خون آلود به اردوگاه باغشمال بردند و بقیه را در اتاقهای باغبانان جای دادند و با وساطت ثقه الاسلام زخمیها را به بیمارستان بردند. اسنادی که از شکوائیه خاندان ختائی باقی است بخشی از ستمی را نشان می دهد که در آن سال بر تبریز و تبریزیان رفت. ختائیان چون بازرگانان معروفی بودند و برادری از آنها در استانبول تجارتخانه ای را اداره می کرد و برادری در تفلیس بود توانستند صدای دادخواهی خود را بلند کنند دیگران چنین امکانی نداشتند حتی نامه آنها در تاریخ معاصر هم ثبت نشد آنان به گمنامی مبارزه کردند و به گمنامی کشته شدند اکنون مسجد ختاییها در محله صدر هم از مساجد معروف تبریز است.دوباره به حیاط اندرونی برمی گردیم. خروجی دیگری این خانه دارد که به کوچه دیگری باز می شود. در خروجی این خانه در این قسمت بسیار زیبا است. کاملاً هنر و معماری اصیل دوران قاجار و دوره های اسلامی در آن رعایت شده است. 6برجستگی در بالا و 6 برجستگی در پائین در (مجموعاً 12 برجستگی) نشان دهنده اعتقاد ایرانیان و مردم آذربایجان به امامان شیعه دارد. دو کوبه در نیز کاملاً از هم متمایز هستند. کوبه ی بزرگتر و سنگین تر، ویژه مردان بود و کوبه ی پهن تر و کوچک تر مخصوص بانوان. و بدین سان، اهل منزل با به صدا درآمدن این دوکوبه، که صداهایی متفاوت داشتند و براساس بم یا زیربودن صداها، حدس می زدند کسی که پشت در است آقاست یا خانم؟! و براساس اقتضای موضوع، اهل خانه به استقبال مهمان می رفتند.دوسکوی ویژه نیز در دوطرف در و برای استراحت موقت تعبیه شده است. نمای بیرونی در و تناسب ساختاری و معماری آن با معماری دیوار متصل به در، خود مجموعه ای کامل و دیدنی را به وجود آورده و حکایت از ذوق و هنر و سلیقه بالای معماران و طراحان و نیز مرمت کنندگان خانه دارد. در خانه را می بندیم و خارج می شویم. با این اثر تاریخی و راوی حکایت تلخ و شیرین مشروطیت وداع کرده و قدم در کوچه ی معروف به «انوری» (شهید دل حامد) می گذاریم. این خانه توسط شهرداری خریداری شده و در 11 آبان 1389 با حضور شهردار تبریز و اعضای شورای شهر و اهالی فرهنگ و هنر به نام «خانه هنرمندان تبریز» افتتاح شد و به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز واگذار گردید.

: 32
گزارش دهید
ویرایش نمایید
ادعای مالکیت

آگهی های ویژه این گروه

هتل بزرگ فردوسی

هتل بزرگ فردوسی

تهران-تهران
هتل ونوس | Venus Hotel

هتل ونوس | Venus Hotel

اصفهان-اصفهان
هتل ویانا | Viana Hotel

هتل ویانا | Viana Hotel

اصفهان-اصفهان